على محمدى خراسانى

337

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

1 . به معناى طلب فعل آمده است : مثل غالب اوامرى كه از موالى به عبيد صادر مىشود . 2 . به معناى ترجّى آمده است ، براى اين قسم مثال نزده‌اند . 3 . به معناى تمنّى آمده است ، مثل شعر امرؤ القيس : ألا أيّها الليل الطويل ألا انجلى . 4 . به معناى تهديد آمده است ، مثل : إعملوا ما شئتم . 5 . در انذار استعمال شده است ، مثل : تمتعّوا فى داركم ثلاثة أيّام . 6 . در اهانت استعمال شده است ، مثل : ذُقْ انّك انت العزيز . 7 . در احتقار به‌كار رفته است ، مثل : اخرج فاّنك رجيم ، القوا ما انتم ملقون . 8 . در تعجيز به‌كار رفته است ، مثل : فأتوا بسورة من مثله . 9 . در تسخير استعمال شده است ، مثل : كونوا قردةً خاسئين . 10 . و غير اينها از معانى ديگر مثل اختبار ، اعتذار ، تكوين ، دعاء و . . . . به عقيدهء مشهور ، صيغه افعل در يك يك اين معانى و مفاهيم استعمال شده است و اينها مستعمل فيه هستند ؛ و اصل استعمال را مسلّم گرفته ، آنگاه در كيفيّت آن بحث كرده‌اند كه « آيا به نحو حقيقت است يا مجاز ؟ » احتمالاتى كه در پاسخ اين سؤال مطرح است عبارتند از : 1 . به نحو اشتراك لفظى است و در يكايك اين معانى حقيقت است ؛ 2 . به نحو اشتراك معنوى است و براى جامع اينها وضع شده است ؛ 3 . به نحو حقيقت و مجاز است ؛ يعنى در بعضى حقيقت و در بعضى ديگر مجاز است . به عقيده مرحوم آخوند ، رأى مشهور باطل است و اساساً صيغهء افعل در هيچكدام از اين معانى و موارد استعمال نشده است ، اينها معنا و مستعمل فيه امر نيستند . دليل ندارد معانىِ فعل امر را متعدد و متكثر سازيم . در واقع صيغه افعل يك معنا بيشتر ندارد و هميشه در همان يك معنا استعمال شده است . و مشهور دواعى را به معانى اشتباه گرفته‌اند . بيان مطلب : از طرفى قبلًا گفتيم طلب دو شعبه دارد : حقيقى و انشايى . طلب حقيقى عبارت است از يك صفت نفسانى كه قائم به نفس متكلّم است . طلب انشايى عبارت است از طلبى كه به سبب لفظى از الفاظ انشاء مىشود . از طرفى هم در معناى جملهء خبريه و انشائيه ، گفتيم جملات انشائيه عموماً داراى معناى انشايى هستند ؛ يعنى به نفس اين جمله ، معنا ، انشاء و ايجاد مىشود . با توجه به اين دو مطلب ، مىگوييم معناى واقعىِ صيغهء افعل ، طلب انشايى يا انشاء طلب است و گوينده قصدش از فعل امر ، همين معناست . منتها دواعى و انگيزه‌ها متعدّد و متفاوت است و هر جا و در هر مقامى به انگيزه خاصى از فعل امر استفاده مىشود .